روزگارم بد نیست.
تكه نانی دارم ، خرده هوشی ، سر سوزن ذوقی .
مادری دارم ، بهتر از برگ درخت .
دوستانی ، بهتر از آب روان .
و خدایی كه در این نزدیكی است :
لای این شب بوها ، پای آن كاج بلند.
روی آگاهی آب ، روی قانون گیاه .
من مسلمانم .
قبله ام یك گل سرخ .
جانمازم چشمه ، مهرم نور .
دشت سجاده ی من .
من وضو با تپش پنجره ها می گیرم.
در نمازم جریان دارد ماه ، جریان دارد طیف .
سنگ از پشت نمازم پیداست :
همه ذرات نمازم متبلور شده است .
من نمازم را وقتی می خوانم
كه اذانش را باد ، گفته باشد سر گلدسته ی سرو.
من نمازم را ، پی « تكبیرة الاحرام » علف می خوانم،
پی « قد قامت » موج .
كعبه ام بر لب آب
كعبه ام زیر اقاقی هاست .
كعبه ام مثل نسیم ، می رود باغ به باغ ، می رود شهربه شهر.
« حجر الاسود » من روشنی باغچه است .
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
فقط براي خودم هستم مـــن ؛ خودِ خودمـــــــــ ـ ـ ... نه زيبايم و نه عروسکي و نه محتــــــاج نگاهي براي تو که صورتــ ـــهاي رنگ شده را مي پرستـــي نه سيرتــــــ آدمها را ... هيـــــچ ندارمــــــ ... راهت را بگير و برو ... حوالي من توقفـــ ممنـــــــــوع استـــ
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
دل من "فاحشه " نيست که بدهم دست دل هوس باز تو !
دل من حرمت داره ...
برخلاف خود من ، نازپروردست ...
نون و نمک سرش ميشه ...
با اصالت عاشق ميشه ...
برو و هرگاه زلال شدي برگرد !
چون اول توسط عقل من ارزشيابي ميشوي و سپس دلم را تحويلت ميدم!
برچسب:
نویسنده: ترانه فراهانی